سلام خدمت همهء دوستان عزیز . یه ۲ سالی بود که فکر داشتن یه وبلاگ ذهنم و مشغول کرده بود ، اما هرچی فکر می کردم دلیلی واسه داشتنش نمی دیدم ، شایدم زیادی سرم تو درس و کتاب بوده که حس و حال ...و شعر خوندنو ...وشعر نو شتن و نداشتم . اما راستش بعد از اینکه با علی رفتیم بدرقه شاهین به این فکر کردم که هرچی رفیق داریم یکی یکی دارن می پرن میرن ، امروز که شاهین پرید ، فرداشم که علی می پره میره ، .... آخرشم یاشار می مونه و حوضش . دیدم تنها راهی که می شه از حال و احوال روزانه بروبچ خبر دار شد اینه که ما هم یه وبلاگ کوچولو داشته باشیم ، هر چند وقت یه بار یه چیزایی توش بنویسیم . البته قبلا گفته باشم من مثل خیلی از دوستان حرفه نیستم ، اگه یه دفعه گافی چیزی دیدین به بزرگواری خودتون ببخشید .
راستی دوستان محترم این وبلاگ تازه تاسیس اینجانب بشدت تشنه سوژهای جدیده . اگه ممکنه یکم دوستان محترم ایجاد سوژه نمایند ، مثلا یکی زیراب یکی دیگه رو بزنه ، اونیکی فحش و بکشه به سرتاپای اینیکی بعد شم دیگه باما یه جوری شیر فلکه رو باز می کنیم که یه ۲ ۳ هفته ای بازار گرم بشه این وبلاگ ما هم یه ۲ ۳ صفحه ای پر کنه ![]()
![]()
پیشاپیش از همهء دوستان کمال تشکر و سپاس و دارم .
+ نوشته شده در سه شنبه 30 خرداد1385ساعت 12:36  توسط یاشار
|
